اضافه شد!
خداحافظ سالار

خداحافظ سالار

۱۷,۰۰۰تومان

نویسنده: حمید حسام

ناشر: بیست و هفت

شابک: ۹۷۸۶۰۰۷۴۷۲۴۶۰

در انبار موجود نمی باشد

مشاهده لیست علاقه مندی ها

توضیحات

خداحافظ سالار

 کتاب “خداحافظ سالار”، خاطرات “پروانه چراغ نوروزی” همسر سرلشکر پاسدار شهید حسین همدانی است که حمید حسام از سرداران دوران دفاع مقدس آن را نگاشته است و یکی از بهترین و جذاب ترین کتاب ها در حوزه خاطره نویسی است. این ژانر ادبی بسیار گیراست و مطالب متنوعی را می تواند انعکاس دهد. در این کتاب به صورت بسیار دل نشین و با زبانی زیبا و صمیمانه فراز و نشیب ها و حوادث زندگی این بانوی آزاده از کودکی ایشان تا شهادت سردار همدانی به قلم درآمده است. نگارش کتاب یک سال و نیم طول کشیده است و مصاحبه های پروانه چراغ نوروزی با زبانی ادبی و روایت گونه بازنویسی شده است. نقطه شروع کتاب سال ۹۰ و بحران به وجود آمده در سوریه و دمشق است و خاطرات مستشاری این فرمانده در سپاه را در بر می گیرد. سردار همدانی در این دوره خانواده خود را به همراه دارد و این مقدمه ضرباهنگ خوبی را در ذهن مخاطب ایجاد می کند. در ادامه کتاب با تداعی کردن خاطرات دهه­ی ۴۰ ادامه پیدا می کند و رویدادها پشت سر هم می آیند. کتاب با نثری روان، روایت می شود، یک دست است و وقایع به صورت سلسله وار در فضای داستانی نقل می شود. مخاطب در این کتاب شهید همدانی را تنها از بعد نظامی نمی بیند بلکه وجه انسانی او را مشاهده می کند. ابعاد شخصیتی،سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایشان در این کتاب به خوبی به نسل جدید شناسانده شده. اما چیزی که بیشتر در این کتاب به چشم می خورد بعد عاطفی زندگی ایشان از جمله ارتباط و تعامل صمیمانه و گرم با اعضای خانواده است. این دست کتاب ها برای آشنایی و شناخت بهتر و بیشتر ما با راه مبارزان انقلاب و رزمندگان دوران طلایی دفاع مقدس بسیار ارزشمند و ذی قیمت است.

بخشی از کتاب:

“پائیز را دوست داشتم و ترکیب متنوع و چشم نوازِ برگ های زرد و سبز و سرخ روی درختان را. باد لای شاخ و برگ درختِ بلندِ بید جلوی خانه، می پیچید و درخت را از برگ می تکاند و کف حیاط، از حجم برگ ها پر می شد. مریض بودم و بی رمق و بی حال، نزدیک ظهر بود که عمه گوهر برای احوال پرسی آمد. دید که سر حال نیستم، آستین بالا زد و برای نهار آش گذاشت. پیاز داغ و نعنا را که روی تابه به هم زد، ناخواسته دلم به هم خورد. نخواستم مادر شوهرم را نگران کنم. امّا او با نگاه نافذ، به چشمانم خیره شد و گفت:« پروانه جان، مژه هات کنار هم، جفت شده، تو می خوای مادر بشی و من صاحب نوه» و بغلم کرد و صورتم را بوسید.”

توضیحات تکمیلی

نويسنده

حمید حسام

ناشر

بیست و هفت

موضوع

دفاع مقدس

گروه-سنی-کتاب

جوان و بزرگسال

قطع

رقعی

تعداد صفحات

464

اولین-چاپ

1396

نوبت-چاپ

اول

شابک

9786007472460

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “خداحافظ سالار”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *